تبليغاتX
فوتبال روز ایران
ورزشی
تیم استقلال تهران در یک بازی سراسر تهاجمی موفق شد همنام قدرتمند اهوازی خودش را با ۶ گل در هم بکوبه تا با این برد ۱۰ رده در جدول رده بندی لیگ برتر صعود کنه استقلالی ها که در چند بازی قبلی خودشون بد نتیجه گرفته بودن و از چهار بازی تنها یک امتیاز رو کسب کرده بودن در این بازی از ابتدا تهاجمی کار کردن و تا انتها بازی رو به همین روش ادامه دادن . برهانی ۲ گل - مجیدی ۲ گل - بیگ زاده و قربانی گلهای استقلال رو زدن .

اما در دیگر بازیهای این هفته تیم پیروزی در نهایت خوش شانسی توانست سه امتیاز رو از شهر مشهد بگیره و در بازی که پیام مشهد چیزی از پیروزی کم نداشت تهرانی ها ۲-۱ پیروز شدند و با دست پر به شهرشون بازگشتند.

دردیگر بازیها شکست سپاهان مقابل ذوب آهن هم نتیجه جالبی بود

و همچنین توقف ابومسلم در شهر اهواز مقابل تیم خوب فولاد اهواز.

 

پی نوشت۱: تو این شبهای عزیز به فکر همه باشید به فکر اون کسانی با سیلی صورت خودشون رو سرخ نگه می دارن به فکر اونایی که واقعا مشکل دارن و اما به خاطر حجب و حیا و آبرو نمی تونن دستشون رو پیش کسی دراز کنن به فکر تمامی کسانی که معلولیت دارن و وقتی سایرین رو می بینن که سالم هستند و به صورت طبیعی زندگی می کنند با حسرت آه می کشن . به فکر اونهایی به گردن ما حق دارن مثل شهدا  - جانبازان - ایثارگران - پدر و مادر و معلم ها - بزرگترها همه و همه ..... و ازهمه مهمتر برای اون کسی دعا کنیم که همیشه به یاد ماست و همیشه برامون دعا می کنیم با هرکار خیر ما خوشحال میشه و با هرگناه ما از خدا برای ما طلب استغفار می کنه اونی که میگن خیلی یار داره اما در واقع غریب و تنهاست.

پی نوشت ۲: اللهم صل علی امیرالمونین

+ نوشته شده در  شنبه سی ام شهریور 1387ساعت 14:49  توسط ابوالفضل  | 

تیم استقلال تهران در یک بازی سراسر تهاجمی موفق شد همنام قدرتمند اهوازی خودش را با ۶ گل در هم بکوبه تا با این برد ۱۰ رده در جدول رده بندی لیگ برتر صعود کنه استقلالی ها که در چند بازی قبلی خودشون بد نتیجه گرفته بودن و از چهار بازی تنها یک امتیاز رو کسب کرده بودن در این بازی از ابتدا تهاجمی کار کردن و تا انتها بازی رو به همین روش ادامه دادن . برهانی ۲ گل - مجیدی ۲ گل - بیگ زاده و قربانی گلهای استقلال رو زدن .

اما در دیگر بازیهای این هفته تیم پیروزی در نهایت خوش شانسی توانست سه امتیاز رو از شهر مشهد بگیره و در بازی که پیام مشهد چیزی از پیروزی کم نداشت تهرانی ها ۲-۱ پیروز شدند و با دست پر به شهرشون بازگشتند.

دردیگر بازیها شکست سپاهان مقابل ذوب آهن هم نتیجه جالبی بود

و همچنین توقف ابومسلم در شهر اهواز مقابل تیم خوب فولاد اهواز.

 

پی نوشت۱: تو این شبهای عزیز به فکر همه باشید به فکر اون کسانی با سیلی صورت خودشون رو سرخ نگه می دارن به فکر اونایی که واقعا مشکل دارن و اما به خاطر حجب و حیا و آبرو نمی تونن دستشون رو پیش کسی دراز کنن به فکر تمامی کسانی که معلولیت دارن و وقتی سایرین رو می بینن که سالم هستند و به صورت طبیعی زندگی می کنند با حسرت آه می کشن . به فکر اونهایی به گردن ما حق دارن مثل شهدا  - جانبازان - ایثارگران - پدر و مادر و معلم ها - بزرگترها همه و همه ..... و ازهمه مهمتر برای اون کسی دعا کنیم که همیشه به یاد ماست و همیشه برامون دعا می کنیم با هرکار خیر ما خوشحال میشه و با هرگناه ما از خدا برای ما طلب استغفار می کنه اونی که میگن خیلی یار داره اما در واقع غریب و تنهاست.

پی نوشت ۲: اللهم صل علی امیرالمونین

البته بگم این مطلب بالا رو تو یه آپ جدید نوشتم اما قبول نکرد یعنی قبول کرد اما نشون نمی داد مجبور شدم به همین پست قبلی اضافه شد.

بازی تیمهای سایپا و کورفچی با نتیجه ۲-۲ تمام شد این بازی در ورزشگاه آزادی و درحضور بیش از ۳۵ هزار تماشاگر برگزار شد .ازبکها با حضور مرد سال فوتبال دنیا در سالهای ۹۹ و ۲۰۰۰ بسیار خوب بازی کردند و به احتمال زیاد در بازی برگشت بتونن سایپا رو از گردونه بازیها حذف کنند. حضور ریوالدو برای من خیلی جالب بود چون خیلی به بازیش علاقه داشتم و دارم . وقتی تو بارسا بود همه بازیهاش رو تماشا می کردم بازی نبود که من از اون نبینم تمام عکسها و پوسترهاش رو جمع آوری می کردم . یادمه تو یه مصاحبه گفته بود که برزیل یعنی پای چپ من (البته یه هفته قبل از اینکه مرد سال دنیا بشه در سال ۲۰۰۰) البته بازی طوفانی بارسا و منچستر در سال ۹۹ هم که با درخشش خیره کننده ریوالدو همراه بود همیشه در ذهن فوتبالدوستها باقی می مونه . در زمان تعویض ریوالدو تماشاگران به شدت او رو مورد تشویق قرار دادن و در پایان بازی هم مسئولان سایپا با اهدای جوایزی از او تقدیر کردند .

پی نوشت ۱: دیشب تیم ماه در بازی آخر خودش در مسابقات جام رمضان ۶-۲ باخت البته بگم دلیل اصلی باخت نیومدن بازیکنا بود طوری که ما فقط ۵ نفر بودیم و مجبور شدیم ۴۰ دقیقه یه نفس بازی کنیم در حالی که تیم حریف ۵ بازیکن تعویضی داشت و هر ۵ دقیقه کل بازیکنا رو تعویض می کردن البته بگم که اول بازی ما جلو افتادیم که تا دقیقه ۱۰ بازی هم حفظ شد اما خوب دیگه بعد خسته شدیم و گلها هم یکی یکی به تیم ما هدیه شد. در ضمن بگم که تو این بازی گل دوم رو من زدم (یکم از خودم تعریف کنم)البته در بازی دوم هم ۳-۱ باخته بودیم .  

پی نوشت ۲: حاجی فتح ا... زاده که متخصص ترکوندن بمب های داغ خبری بود دیروز خودش ترکید و از استقلال اخراج شد .به هر حال امیدوارم استقلال بتونه سریع سر و شکل مناسبی بگیره .

پی نوشت ۳: امان از دست بلاگفا کلی مطلب زدم باز قبل ثبت نکرد . این بار کپی می کنم که اگه بازم ثبت نکرد وقتم بیخود هدر نشه آخه سیستمم ایراد داره الان تو کافی نت نشستم.

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و هشتم شهریور 1387ساعت 10:22  توسط ابوالفضل  | 

سلام دوستان عزیز

از همتون ممنونم که دوسال  وبلاگ من رو که هیچ بار علمی یا جذابیتی نداره رو تحمل کردین و تنهام نذاشتین . فردا ۲۰ شهریور ماه دومین سال تولد وبلاگ فوتبال روز ایران هستش و قصد دارم به همین مناسبت ازتمام دوستان تشکر کنم البته اگه بخوام اسمشون رو بگم خیلی طولانی میشه پس همینجا به صورت کلی ازهمشون تشکر می کنم . خوشحالم که تو این دوسال تونستم

دوستان حدیدی داشته باشم و خیلی چیزها ازشون یاد بگیرم و البته خیلی هاشون باعث شدن که خیلی از اشتباهاتم رو اصلاح کنم . البته تو این مدت یکی دو تا نویسنده کمکی هم داشتم که نوع نوشتنشون بسیار جذاب بود . حداقلش اینه که خیلی بهتر از من می نوشتند. با عده ای دیگه آشنا شدم که مصداق این شعر حضرت سعدی بودند:

بنی آدم اعضای یکدیگرند- که در آفرینش ز یک گوهرند

چو عضوی به درد آورد روزگار- دگر عضو ها را نماند قرار

تو کز محنت دیگران بی غمی - نشاید که نامت نهند آدمی

و خیلی های دیگه که ورزشی می نوشتند یا ادبی یا متفرقه یا ....

هنرمند-  شاعر - عکاس - برنامه نویس - خبرنگار -فوتبالیست حرفه ای - ورزشکار - کارمند -محصل - دانشجو و .......

وقتی دو سال قبل با یکی از دوستان پرسپولیسیم این وب رو درست کردم فکر می کردم فقط تو این وب وطالب فوتبالی می نویسم و بعد از یه مدت کوتاه تعطیلش می کنم اما خوب وقتی اومدم دیدم نمیشه تعطیلش کرد یعنی به این راحتی نمیشه همینجوری که خیلی از بچه ها رفتن و دوباره برگشتن . از همه مهمتر از این مسئله خوشحالم که در محیطی سالم و بدور از هیاهو وبلاگ رو اداره کنم که البته باید از مدیریت سایت بلاگفا آقای علیرضا شیرازی کمال تشکر رو داشته باشم. دیگه بگم که اگه تو این مدت (ناخواسته) موجبات رنجش خاطر کسی رو فراهم کردم عذرخواهی می کنم . وبرای همه آرزوی موفقیت و شادکامی و سرسبزی رو دارم .این شعر رو هم تقدیم می کنم به همه دوستان وبلاگ فوتبال روز ایران

 

اي جماعت، چطوره حالاتتون؟ قربون اون فهم و کمالاتتون !
گردنتون پيش کسي خم نشه- از سَر بنده سايه تون کم نشه
راز و نياز و بندگي تون، دُرست- حساب کتاب زندگي تون، درست
بنده مي شم غلام دربست تون - پيش کسي دراز نشه دست تون
از لبتون خنده فراري نشه - خدا نکرده، اشکي جاري نشه
باز، يه هوا دلم گرفته امروز - جون شما، دلم گرفته امروز
راست و حسيني ش، نمي دونم چرا - بيني و بيني اش، نمي دونم چرا
خلافامون، از سر اختلاف نيست - خلاف، خلافه، توش خطا خلاف نيست
 فرقي نداره ديگه شهر و روستا - حال نمي دن مثل قديما، دوستا
شاپرک ها، به نيش مجهز شدن - غريب گزا هم آشنا گز شدن
تنگ غروب که شهر، پر شده از رپ - ما مونديم و يه کوچه علي چپ
خورشيده مي نشست که ما پا شديم - رفتيم و گم شديم و پيدا شديم
رفتيم و چرخي دور ميدون زديم - ماه که در اومد، به بيابون زديم
آخ که بيابون چه شبايي داره -  شب تو بيابون چه صفايي داره
شب تو بيابون خدا بساط کن - اون جا بشين با خودت اختلاط کن
دل که نلرزه، جز يه مشت گِل نيست - دلي که توش غصه نباشه، دل نيست
اين در و اون در زَدَناش، قشنگه -به سيم آخر زدناش، قشنگه
دلم گرفته بود و خيلي غصه داشتم -منم براش سنگ تموم گذاشتم
نصفه شبي، به يه کوه تکيه کردم -نشستم و تا صبح، گريه کردم
سِجل و مدرک نمي خواد که گريه - دستک و دنبک نمي خواد که گريه
ساعت الان حدود چهار و نيمه - غصه نخور داداش، خدا کريمه
شعرم اگه سُست و شکسته بسته است - سرزنشم نکن، دلم شکسته است
آدم دلشکسته، بِش حَرَج نيست - شعر شکسته ـ بسته، بش حرج نيست
جيک جيک مستونم که بود، برادر - فکر زمستونم نبود، برادر
تا که ميفته دندونهاي شيري - روي سرت مي شينه برف پيري
 کميسيون مرگ مي شه تشکيل - دِرو مي شن بزرگتراي فاميل
از جمع بچه ها، بيرون بايد رفت - مجلس ختم اين و اون بايد رفت
يه دفعه، همکلاسيها پير مي شن - همبازيها، پير و زمين گير مي شن
الک و دولک، الا کلنگ و تيشه - تو ذهن آدما عتيقه مي شه
لي لي و گرگم به هوا، دريغا - قايم باشک تو کوچه ها، دريغا
رمق نمونده تا بريم صبح زود -پياده تا به مسجد ده کبود
 بي حرمتي با  معرفت  درافتاد  - يه باره نسل لوطي ها ور افتاد
توي تنور خونه ها، کلوچه - بوي پياز داغي بود تو کوچه !
چطور شد؟ تموم شد، کجا رفت؟ - مثل پرنده پر زد و هوا رفت
سرزده آفتاب باز هم از پُشت بوم- ما مونديم و يه قصه نا تموم
بازم همون دوره بي سَواتي- قربون اون حرفاي عشق لاتي
قربون اون  مخلصتم ، فداتم - قربون اون  من خاک زير پاتم
قربون اون حافظ روي تاقچه - قربون حُسن يوسف تو باغچه
قربون مردمي که مردم بودن - اهل صفا، اهل تبسم بودن
قربون اون دوره ي سر دماغي - قربون اون تصنيف کوچه باغي
قربون دوره اي که خوش بيني بود - تار سبيلها، چک تضميني بود
مرداي ناب و اهل دل، نداره- شهري که بوي کاهگل نداره
بوي خوش کباب و نون سنگک - عطر اقاقيا و ياس و پيچک
بوي گلاب و بوي دود اسفند - جمع قشنگ اشک شوق و لبخند
بوي خيار تازه، توي ايوون - تو سفره اي پر از پنير و ريحون
بوي سلام گرم مرد خونه - تو حوض خونه، رقص هندوونه
بوي خوش کتاب و دفتر کاهي - تو امتحان کتبي و شفاهي
قدم زدن تو مرز خواب و رؤيا- خدا، خدا، خدا، خدا، خدايا!
آي جماعت، چطوره احوالتون؟- چي مونده از صفاي پارسالتون؟
نگين فلاني از لطيفه خسته است - خدا گواهه من دلم شکسته است
با خنده شماس که جون مي گيرم - براي تک تک شماها من مي ميرم
حتي اگه فقير و بي پول باشيد - دلم مي خواد که شاد و شنگول باشيد
خونه هاتون چرا خوش آب و رنگ نيست؟- چي شده؟ خنده تون چرا قشنگ نيست؟
حرفهاي گريه دار نمي پسندين؟- مي خواين يه جوک بگم، کمي بخندين؟
خوشا به حال اون که تو محله ش- هواي عاشقي زده به کلّه ش
کسي که قلبش اتصالي داره- مي دونه عاشقي چه حالي داره
با اين که سخته، باز دلنشينه - تپش، تپش، واي از تپش، همينه
ردّ و بدل که شد نگاه اول - بيرون مياد از سينه، آه اول
دل ميگه هر چي بش بگي ، فوتينا- خواب و خوراک و زندگي، فوتينا
عاشق شدن شيدايي داره والا - خاطر خواهي رسوايي داره والا
وقتي طرف تو کوچه پيدا مي شه- توي دلت يك باره غوغا مي شه
آرزوهات خيلي دورَن انگاري- توي دلت، رخت مي شورن انگاري
صداي قلبت اون قدر بلنده - که دلبرت مي شنوه و مي خنده
دين و مَرام و اعتقادت مي ره - اون که مي خواستي بگي، يادت مي ره
مي خواي بگي: فدات بشم الهي- مي گي که: خيلي مونده تا سه راهي؟
مي خواي بگي: عاشقتم عزيزم - مي گي که: من عا عا عا عا، چي چيزم!
مي خواي بگي: بيام به خواستگاري؟ - مي گي: هواي خوبي داره ساري
کوزه ي ضربه ديده، بي تَرَک نيست - حال طرف هم از تو كه بهترک نيست
مي خواد بگه: برات مي ميرم اصغر! -مي گه: تمنا مي کنم برادر!
اول عشق و عاشقي نگاهه-نگاه، كه مثل آبِ زير کاهه
بين شماها عشقو مي شه فهميد-از تو نگاها، عشقو مي شه فهميد
عشق، اخوي، آتيش زير ديگه-نگاه آدم که دروغ نمي گه
نگاه مي گه: عاشقتم به مولا - به قلب من خوش اومدي، بفرما
حضور حضرت منيژه خاتون - چطوره حال بچه گربه هاتون؟
براي اون دهان و چشم و ابرو- هميشه بنده بوده ام دعاگو
زبس که رفته عشقتون، تو قلبم- نوشته ام اسمتونو روي قلبم
خدا گواهه تا شما نيايين-  از تو گلوم، غذا نمي ره پايين
شَبا همه ش ياد شما مي کنم- مي رم به آسمون نيگا مي کنم
شما رو مثل ماه مي کِشَم هي- شبا هميشه آه مي کشم هي
کسي خبر نداره از قضايا- نه جي جي و نه مامي و نه پاپا
به جاي ماريا کَري و گوگوش - نوار گريه مي کنم حالا گوش
قشنگترين پيرهن تو تنت کن- تاج سَر سروري تو سرت کن
چشما تو مست کن همه جا رو بشکن- الا دل ساده و عاشق من ...
دلم مي خواد که از سر محبّت- به عشق من بدين جواب مثبت
بگين بله و گرنه دلگير مي شم - تو زندگي دچار تأخير مي شم
اگر جواب نه بياد تو نامه ات - خلاصه قهر، قهر تا قيامت!
فداي اون که نه نمي گه مي شم- عاشق يک دختر ديگه مي شم
تو بي لياقتي اگه بازم بگي نه- اِندِ حماقتي اگه بگي بازم نه
ببين تو آينه، آخه اين چه ريخته؟- مثل تو صد تا توي کوچه ريخته!
تو خانمي؟ تو خوشگلي؟ چه حرفا ...-حرف زياد نزن، برو ببينم بابا ...
بشين عزيز، پرت و پلا نگو مَرد!- اين مدلي، نمي شه عاشقي کرد
تو هر دلي، تنها يه عشق موندگاره -آدم که بيشتر از يه دل نداره
درسته، ديگه توي شهر ما، نيست - دلي که مثل کاروانسرا نيست
بازم همون دلاي بچگي مون - دلاي با صفاي بچگي مون
يه چيز مي گم، ايشالا دلخور نشين - قربونِ اون دلاي تک سر نشين!
اين روزا عُمر عاشقي دو روزه- ايشالا پير عاشقي بسوزه
بلا به دور از اين دلاي عاشق - که جمعه عاشقند و شنبه فارغ!
گذاشته روي ميز من، يه پوشه - که اسم عشق هاي بنده، توشه
زري، پري، سکينه، زهره، سارا - وجيهه و ريحانه و مليحه و ثريا
نگين و نازي و شهين و نسرين -مهين و مهري و پرند و پروين
چهارده فرشته و سه اختر - دو ليلي و سه اشرف و دو آذر
سفيد و سبزه، گندمي و زاغي- بلوند و قهوه اي و پر کلاغي ...
هزار تا خانومند توي اين ليست - با عده اي که اسم شون يادم نيست!
گذشت دوره اي که حرف ما يکي بود - خدا و عشق آدما، يکي بود
نامه ي مجنون به حضور ليلي - مي رسه اينترنتي و ايميلي!
شيرين مي ره مي شينه پيش فرهاد - روي چمن تو پارک دولت آباد
زلفاي رودابه ديگه بلند نيست - پله که هس، نيازي به کمند نيست
تو کوچه، غوغا مي کنند و دعوا - چهار تا يوسف، سر يکي زليخا!
نگاه عاشقانه، بي فروغه - اگه مي گن عاشقتم دروغه
تو کوچه هاي غربي صناعت - عشقو گرفتن از شما، جماعت!
کجا شد اون ظرافت و کرشمه- نگاه دزدکي، کنار چشمه؟
کجا شد اون به شونه تکيه کردن - کنار جوي آب، گريه کردن !؟
دلاي بي افاده، يادش به خير - دختر کاي ساده، يادش به خير
من از رکورد عشق در خروشم - اگه دروغ مي گم، بزن تو گوشم
تو قلب هيشکي، عشق بي ريا نيست - حُجب و حيا تو چشم آدما نيست
کُشته ي دلبرند و ارتباطش - فقط براي برخي از نقاطش
پرنده پَر، کلاغه پَر، صفا پَر - صداقت از وجود آدما، پَر
دلا، قسم بخور اگر که مردي -که ديگه گِردِ عاشقي نگردي
ما توي صحبت رُک و راستيم داداش -  عشق اگه اينه، ما نخواستيم داداش
حالِ کذايي به شما ارزوني  - عشق ريايي به شما ارزوني
زدم تو خالتون دوباره، آخ جان! - حسابي حال تون گرفته شد، هان؟!
اينا که من مي گم همه ش شعاره -  عشق و محبّت، شاخ و دم نداره
مُهم، فقط نحوه ي ارتباطه - اينه که اين قَدَر سرش بساطه
ناز و ادا، هميشه بوده جونم! – حُجب و حيا، هميشه بوده جونم!
آدمو تو فکر و خيال گذاشتن - وقت قرار، آدمو قال گذاشتن
وعده ي اين که: من زن تو مي شم - وصله ي چاک پيرهن تو مي شم
حرفاي داغ و پخته و تنوري - چه از طريق نامه يا حضوري
هميشه بوده توي عشق، حاضر - همينه ديگه خُب، به قول شاعر
با اون همه قد و بالا تو قُربون - با اون همه قول و قرار و پيمون
که با من غمزده داشتي، رفتي -تو کوچه تون باز منو کاشتي، رفتي!
چقدر شده دنيا بي حساب و کتاب - نامه ي لاکتابمون هنوز بي جواب
چقدر قول و وعده ي بي سرانجام - چقدر توي کوچه ها، عرض اندام
چقدر حرفاي عاشقانه - چقدر آه و ناله ي شبانه
چقدر گريه هاي توي پستو - چقدر وصف خطّ و خال و ابرو
چقدر دزدکي سرک کشيدن - چقدر فحش و ناسزا شنيدن!
چقدر خوابهاي خوب و شيرين - چقدر، بعد خواب، ناله و نفرين!
خلاصه، عشق و عاشقي همين هاست - اما تو تعريفش هميشه دعواست
اگر دلت تپيد و لايق شدي - عزيز من، بدون که عاشق شدي!
شهر بدون مرد، يه شهر درده - قربون شکل ماه هرچي مرده
قربون اون مرداي دل شکسته - قربون اون دستاي پينه بسته
مرداي ده، مرداي کاه و گندم - مرداي ده، مرداي خوان هشتم
مرداي پشت کوه، مثل خورشيد - تو دلشون هزار تا جام جمشيد
مرداي سوخته زير هرم آفتاب - مرداي ناب و کم نظير و کمياب
کيسه چپق ها به پر شال شون- لشکر بچه ها به دنبال شون
بيل و کلنگ شون هميشه براق - قليون شون به راه، دماغ شون چاق
صبح سحر پا مي شن از رختخواب - يک سره رو پان، تا غروب آفتاب
چار تاي رستمند به قد و قامت - هيکلشون توپ، تنشون سلامت
نبوده غير گرده گلاشون - غبار اگر نشسته رو کلاشون
کلامشون دُعا، دعاشون روا - سلام و نون و عشقشون بي ريا
مرداي ناز دار، مرد شهرن - با خودشون هم اين قبيله قهرن
مرداي اخم و طعنه ي بي دليل - مرداي سر شکسته ي زن ذليل
مرداي دکتراي حلّ جدول - مرداي نق نقوي لوس تنبل
لعنت و نفرين مي کنن به جاده -اگر برن چار تا قدم پياده
مرداي خواب تو ساعت اداري - تازه دو ساعتم اضافه کاري!
انگار آتيش گرفته ترمه هاشون - هميشه تو همه سگرمه هاشون
به زير دست، ترشي و عبوسي - به منشي اداره هم، چاپلوسي
براي جستن از مظان شکها - ور ميرن به دايرة المعارف کلکها
بچه به دنيا ميارن با نُذور - اغلبشون يه دونه اون هم به زور
پيش هم از عاطفه دم مي زنن - پشت سر امّا واسه هم مي زنن
اين جا مهم فقط مقام و پسته - مرداي شهري کارشون درسته
مشدي حسن چاي و سماورت کو - سيني با قالي و گلپرت کو؟
اي به فداي ريخت و شکل و تيپت - بوي چپق نمي‌ده عِطر پيپت
مشدي حسن قربون ميز و فايلت - قربون زنگ گوشي موبايلت
اون که دهاتي و نجيبه مشدي - ميون شهريا غريبه مشدي
قديم تَرا قاتله هم صفت داشت - دزد سر گردنه معرفت داشت
اون زمونا که نقل تربيت بود - آدم‌کُشي يه جور معصيت بود
معني نداره توي عصر سي دي - بزرگ و کوچيکي و ريش سفيدي
تقي به فکر رونق نقي نيست -کسي به فکر نفع مابقي نيست
مقاله‌ها پشت هم اندازيه - جناج و باند و حزب و خط بازيه
بس که به هر طرف ستادمون رفت- صراط مستقيم يادمون رفت
ارزش‌مون به طول و عرض ميزه - چقدر ميز و صندلي عزيزه
تموم فکر و ذکرمون همينه - که هيشکي پشت ميزمون نشينه
اونا که مرد و زن دعاگوشون بود - ميز رياست سر زانوشون بود
بيا بشين که ميز اگه وفا داشت - وفا به صاحباي قبل از ما داشت
قديم که نرخ‌ها به طالبش بود- ارزش صندلي به صاحبش بود
فقيه اگه بالاي منبر مي‌نشست -جَوون سه چار پله پايين‌تر مي‌شِست
معني شأن و رتبه يادشون بود - حرمت مردم به سوادشون بود
روي لبت خوبه تبسم باشه - دفتر کارت دل مردم باشه
مردا بدون ميز هم عزيزن - رفوزه‌ها هميشه پشت ميزن
خلاصه قصه اون قدر دِرامه - که ايدز پيش دردمون زکامه
فتنه و دعوا سر نونه مشدي -دوره آخرالزمونه مشدي
جسارتاً شعرم اگه غمين بود - به قول خواجه خاطرم حزين بود
دعا کنين که حالمون خوب بشه -تا شعرمون يه ريزه مرغوب بشه

شعر از : ابوالفضل زرويي نصر آبادی

 

 

 

 

پی نوشت ۱: امیدوارم بتونم این وب را حالا حالا ها حفظ کنم البته با کمک شما دوستان عزیز

پی نوشت ۲: ببخشید اگه مطلبم خیلی طولانیه و سرتون درد گرفت از خوندنش

پی نوشت ۳: کیک شیرینی هم باشه واسه آبان ماه با تولد خودم گفتم اگه عکس های کیک و شیرینی یا سفره افطار بذارم دلتون می ره بعد اگه خدای نکرده روزتون رو بخورین من نمی تونم جواب بدم. (ببخشید شوخی کردم)

پی نوشت ۴: تو رو خدا وقت افطار دعام کنید خیلی محتاجم به دعا

 

+ نوشته شده در  سه شنبه نوزدهم شهریور 1387ساعت 13:33  توسط ابوالفضل  | 

راستش دیشب خیلی دلم می خواست بازی ایران رو ببینم اما خوب از اونجاییکه تیم خودمون در مسابقات فوتسال جام رمضان بازی داشت مجبور شدم برم بازی . (هرچند با نتیجه سنگین باختیم )اما خوب .......تیم ما یک تیم جوون و کم تجربه هست و به این میادین احتیاج داره (این جمله قبلی صحبت مربی تیم ما بعد از بازی بود ) البته ما تو این بازی خوب بازی کردیم و تا سه دقیقه به آخر بازی ۲-۱ عقب بودیم اما خوب حملات با ضدحملات تیم مقابل طرف شد و در پایان نتیجه شد ۵-۱ وقتی بازی تموم شد ساعت ۱۵ دقیقه بامداد بود .و تا رسیدم خونه ساعت شد ۴۵/۱۲ نصف شب . هرجور بود تا اول نیمه دوم بیدار بودم اما با شروع نیمه دوم خوابیدم و نزدیک سحر بود که بیدار شدم البته تلوزیون روشن بود و فوتبال رو پخش کرد حالا من ندیدم در و دیوار که تماشا کردن . به همین دلیل گزارش بازی رو از سایت فارس کپی کردم حالا اگه هر ایرادی داشت مربوط به خبرگزاری فارس

به گزارش خبرگزاري فارس، اين ديدار از ساعت 45/23 امشب به ميزباني عربستان برگزار شد و دو تيم در پايان 90 دقيقه تلاش به تساوي يك بر يك دست يافتند.
سعد الحرزي در دقيقه 29 براي عربستان گلزني كرد تا ميزبان نيمه اول را به سود خود خاتمه دهد. ضمن اينكه عربستان 2 موقعيت مناسب گلزني را نيز در اين نيمه از دست داد.
با آغاز نيمه دوم تيم ايران عملكرد بهتري نسبت به نيمه اول ارائه كرد و سرانجام در دقيقه 80 كرنر ارسالي از سوي مجتبي جباري با ضربه سر مسعود شجاعي در تير دوم به جواد نكونام رسيد تا هافبك اوساسونا اسپانيا با ضربه سر دروازه عربستان را گشوده و بازي را به تساوي كشاند.
در ادامه نيز رسول خطيبي يك موقعيت خوب را از دست داد تا در نهايت ايران در نخستين بازي مرحله دوم يك امتياز با ارزش در زمين حريف قدرتمند خود كسب كند.
تركيب تيم ايران: مهدي رحمتي، جلال حسيني، هادي عقيلي، ستار زارع، مجيد غلامنژاد، فريدون زندي(مهرزاد معدنچي)،‌ جواد نكونام، آندرانيك تيموريان(مجتبي جباري)، مسعود شجاعي، غلامرضا رضايي(رسول خطيبي) و وحيد هاشميان
سرمربي : علي دايي
در ديگر ديدار اين گروه تيم امارات در زمين خود با نتيجه 2 بر يك مغلوب كره شمالي شد.
در ساير ديدارها نيز قطر با سه گل ازبكستان را شكست داد و ژاپن با نتيجه 3 بر 2 مقابل بحرين به پيروزي رسيد.

 

پی نوشت۱:

یکی از دوستان قبل از بازی پیش بینی کرد ما ۶-۱ ببازیم و درست سه دقیقه قبل از پایان بازی من امید داشتیم بازی رو ببریم . و این نشون میده که من خیلی واقع بین و منطقی هستم . نه؟؟؟؟؟؟

پی نوشت ۲:

می خواستم یه چیزی بنویسم منصرف شدم. باشه بعدا می نویسم.

+ نوشته شده در  یکشنبه هفدهم شهریور 1387ساعت 13:27  توسط ابوالفضل  | 

رقابت های بسكتبال جوانان آسیا با قهرمانی تیم كشورمان به پایان رسید.

به گزارش شبکه خبر ، در دیدار پایانی رقابتهای بسكتبال قهرمانی جوانان آسیا ، كه در تهران برگزار شد ، تیم كشورمان به مصاف قزاقستان رفت و با ارائه یك بازی برتر در هر چهار كوارتر بازی ، با نتیجه 95-76 به برتری رسید و با اقتدار بر سكوی نخست آسیا ایستاد .

در دیدار رده بندی نیز تیم سوریه با پیروزی 93 به 86 مقابل ژاپن به عنوان سوم رسید .

بدین ترتیب ، تیم های ایران ، قزاقستان و سوریه با قرار گرفتن در رده های اول تا سوم بیستمین دوره رقابت های قهرمانی جوانان آسیا ، جواز حضور در رقابت های جهانی را كسب كردند.

 

 

+ نوشته شده در  شنبه شانزدهم شهریور 1387ساعت 10:49  توسط ابوالفضل  | 

پ

تیم والیبال ایران در یک بازی سخت توانست تیم قدرتمند چین رو در فینال بازیها با نتیجه ۳-۱ ببره در این بازی تیم ایران در گیم اول یک بازی راحت رو داشت و با ۱۰ امتیاز اختلاف پیروز شد . در گیم دوم اختلاف به ۸ رسید اما در گیم سوم چین توانست در یک بازی نزدیک ۲۵-۲۳ بازی رو ببره . اما در گیم چهارم ایران بهتر بود و توانست از ابتدا از چین پیش بیفته اما در امتیازات پایانی بدجوری اوضاع برای ایران سخت شد به طوری که دو سه توپ از دست رفت . اما در امتیاز ۲۲ دیگه کار چینی ها تموم شد .تشویق بی امان تماشاگران روحیه تیم چین رو بهم ریخته بود طوری که این تیم در طی چهار ست مسابقه حداقل ۲۰ امتیاز سرویس به ایران داد. در پایان بازی کارخانه مربی فعال و زحمتکش ایران با عنوان این مطلب که دیگه خسته شده و قصد داره چند وقتی رو هم در کنار خانواده بگذرونه از مردم و مسئولان خواست این اجازه رو بدن که چند وقتی از تیم ملی دور باشه .

راستی از این آپ تصمیم دارم مثل خیلی از دوستان از پی نوشت هم استفاده کنم .

پی نوشت:

امروز ۱۱ شهریور ماه سالروز شهادت سردار بزرگ سپاه شهید حاج محمود کاوه هست . کسی که به خاطر درایت و شجاعت بیش از حد و البته قدرت تصمیم گیری های بزرگ در سنین جوانی به عنوان فرمانده گردان شهدا انتخاب شد. محمود کاوه که اصالتی مشهدی داشت در سال ۶۵ در منطقه حاج عمران شهید شد . یادش گرامی

پی نوشت ۲:

دیروز برای تحویل دادن فرم اطلاعات مالی خانوار بعد از ۱۵ سال به مدرسه ابتدایی خودم برگشتم . وقتی همه تو صف بودن به تمامی کلاس ها سر زدم و به یاد دوران ابتدایی روی همه تخته سیاه ها یادگاری نوشتم . هرچند که وایت برد هم بود اما روی تخته سیاه ها نوشتم البته به اتاق کلاس چهارم نشد برم جایی که خیلی دوسش داشتم چون اونجا اطلاعات رو ثبت می کردن و در واقع ازش به عنوان مرکز نگهداری فرم ها استفاده می کردن بعد از پرکردن و تحویل دادن فرمها یک ساعت کامل در مدرسه بودم اما دلم نمی خواست بیام بیرون اما خوب دیگه ..........

+ نوشته شده در  دوشنبه یازدهم شهریور 1387ساعت 10:21  توسط ابوالفضل  | 

با تشکر از هدی خانم

و البته عذرخوهی از آقا آرش

+ نوشته شده در  چهارشنبه ششم شهریور 1387ساعت 17:4  توسط ابوالفضل  | 

+ نوشته شده در  چهارشنبه ششم شهریور 1387ساعت 15:35  توسط ابوالفضل  | 

تیم استقلال در یک بازی نه چندان دلچسب با یک گل به تیم مس کرمان باخت . تنها حرفی که میشه در این مورد به امیر قلعه نویی زد اینه که این تیم تیمی نیست که برای قهرمان شدن بازی کنه. هواداران استقلال که یک فصل بسیار بد و ناامید کننده رو پشت سر گذاشتن دوست ندارن دوباره شرایط فصل قبل تکراربشه البته آمار این فصل استقلال با فصل قبل دقیقا برابره فصل قبل استقلال در پایان هفته چهارم ۴ امتیاز داشت این فصل هم همینطور . به هر حال اگه استقلال بخواد اینجوری بازی کنه مطمئنا در نیمه بالای جدول جایی نداره . و واقعا کار سختیه انتظار قهرمانی داشتن از تیمی که نمی تونه تو خارج از خانه حتی یک امتیاز بگیره .

 ذکر یک نکته ضروریه :

بازیکنان استقلال به باختن عادت کردن . (شاید دیدگاه بازیکنان استقلال اینجوری باشه)اگه تونستن گل می زنن و نتیجه می گیرن اگه نشد مساوی هم بد نیست البته باخت هم دیگه واسه هواداران عادی شده اولش ناراحت میشن ولی بعدش دوتا وعده و وعید می دیم که از هفته بعد خوب میشیم و .......

 

+ نوشته شده در  یکشنبه سوم شهریور 1387ساعت 18:45  توسط ابوالفضل  |