تبليغاتX
فوتبال روز ایران
ورزشی
تیم استقلال دقایقی قبل در یک بازی ضعیف و به دور از انتظار مقابل تیم مقاومت سپاسی قرار گرفت و با نتیجه دور از انتظار ۴-۱ شکست خورد. استقلالی ها خوش شانس بودند که گلهای بیشتری دریافت نکردند . عباسفر تنها گل استقلال رو به ثمر رسوند.

در دیگر بازیهای مهم این هفته سپاهان با یک گل تیم برق شیراز رو برد.

و پیروزی هم با یک گل ابومسلم مشهد رو شکست داد.

سایر بازیها در حال انجام است.

+ نوشته شده در  چهارشنبه سی ام بهمن 1387ساعت 15:54  توسط ابوالفضل  | 

دیروز داربی شهر تهران برگزار شد . اونم بازی شصت و ششم دو تیم پرطرفدار آسیا

بازی با میدان داری پرسپولیسی ها آغاز شد اما استقلال با احتیاط بیشتر کم کم سوار بر بازی شد و توانست در مجموع نیمه اول بازی پایاپای و در بعضی شرایط بهتری نسبت به تیم پیروزی داشته باشد اما در آغاز نیمه دوم استقلال خیلی بهتر شد و توانست بر روی شوت زیبای جباری به یک گل زیبا برسد اما بعد از این گل تیم پیروزی بهتر بازی کرد و دو - سه موقعیت به وجود آورد اما حسرت استقلالی ها برای دقایق ۸۰ و ۸۱ بود که دوبار موقعیت های عالی گلزنی با بی دقتی اکبرپور به هدر رفت ۵ دقیقه بعدهم دفع ناقص توپ توسط طالب لو سبب شد تا نوروزی از تیم پیروزی موقعیت عالی گلزنی رو به هدر بده . اما دقیقه ۸۸ زمانی بود که یه تعویض اشتباه برای استقلال انجام بشه و اونم وارد شدن علیزاده بود که در دقایقی که تو زمین بود حتی یه توپ به پاش نخورد نه خطایی کرد نه ضربه سری زد و در کل مثل یه سایه بود که هیچ کاری نتونست بکنه اما خوب آقای علیزاده برای نشون دادن خودش در دقیقه ۹۲ در محوطه جریمه تیم خودی به هوا بلند شد و توپی رو که کمترین خطر رو برای دروازه استقلال داشت با دست زد تا محسن ترکی هم به درستی یک پنالتی برای تیم پیروزی اعلام کنه و مازیار زارع هم توپ رو وارد دروازه کنه و استقلال از رسیدن به یه برد شیرین باز بمونه.

اما در مورد استقلال یه نکته رو هم باید گفت که این تیم در نیم فصل دوم خیلی خوب بازی کرده و نتیجه گرفته که در ۹ بازی ۷ برد داشته و یک تساوی و یک باخت که باخت مقابل سپاهان در اصفهان بود که علی علیزاده با یک ضربه سر دروازه تیم خودی رو باز کرد و در بازی با تیم پیروزی هم که تساوی استقلال رقم خورد علیزاده یک پنالتی به تیم پیروزی تقدیم کرد با این اوصاف علیزاده به تنهایی تونسته ۵ امتیاز از استقلال بگیره کاری که همه تیمها با تمام توان و قوای خودشون نتونستن بکنن تازه استقلال شانس آورد که علیزاده رو  بازی دیروز فقط ۵ دقیقه به زمین فرستاد و گرنه خدا می دونست چند تا گل می زنه به استقلال

 از نکات جالب این دیدار می شه به قضاوت عالی محسن ترکی داور مشهدی اشاره کرد که نشون داد می تونه برای روزهای مهمتر هم خیلی خوب قضاوت کنه .

در این بازی برهانی و خسرو حیدری از استقلال و علی کریمی - رحمان رضایی - علی نیکبخت - پتروویچ و حقیقی از پرسپولیس کارت زرد گرفتند.

سایر بازیها

ذوب آهن تیم دوم جدول در کرج با یک گل به تیم سایپا باخت تا مشخص بشه که مایلی کهن چه مربی خوبیه.

صبای قم هم که با دو گل از تیم داماش جلو بود در پایان بازی رو با تساوی ۲-۲ تموم کرد.

در مشهد ابومسلم با نتیجه ۱-۱ مقابل مس متوقف شد.

در انزلی تیم ملوان با نتیجه ۲-۱ پاس همدان رو برد.

فولاد اهواز با یک گل همشهری خودش استقلال رو برد.

مقاومت شیراز هم با نتیجه ۲-۱ از سد تیم برق شیراز گذشت.

پیکان قزوین با دو گل تیم قعرنشین پیام مشهد رو برد.

و بالاخره تیم سپاهان هم موفق شد راه آهن شهر ری رو شکست بده

اما در پایان این هفته تیم های استقلال - ذوب آهن و پیروزی به ترتیب با امتیازهای ۵۳- ۴۷ و ۴۴ امتیاز مکان های اول تا سوم جدول رده بندی رو در اختیار دارن.

+ نوشته شده در  شنبه بیست و ششم بهمن 1387ساعت 7:55  توسط ابوالفضل  | 

زنده باد استقلال

هفته بیست و پنجم لیگ برتر با برگزاری ۹ بازی انجام شد.

در این بازیها ذوب آهن اصفهان با نتیجه ۲-۱ پاس همدان رو شکست داد. که نکته جالب این بازی این بود که بازیکنان هر دو تیم در ابتدای بازی با لباس سفید رنگ وارد زمین شدند که به دستور داور بازیکنان تیم مهمان لباس هایشان رو عوض کردند که به دلیل نبود لباسهای سبز رنگ مجبور شدند با کاور های سبز بازی کنند.

در شیراز مقاومت شیراز با ابومسلم مشهد ۰-۰ مساوی شدند که در این بازی و در دقیقه ۹۰ میثم بائو یک بخت مسلم گلزنی رو از دست داد.

در مشهد پیام مشهد با گل دقیقه ۸۰ آرفی از شکست مقابل تیم صبای قم گریخت.

در اهواز سپاهان و فولاد خوزستان ۲-۲ مساوی شدند.

در قزوین پیکان این شهر بعد از مدت ها ناکامی توانست۱-۰ از سد تیم استقلال اهوازبگذرد.

سایپا کرج با ۲ گل ملوان انزلی رو شکست داد.

مس کرمان موفق شد با نتیجه ۲-۱ از سد تیم برق شیراز عبور کرد.

پیروزی تهران در یک بازی سخت و دشوار در زمین گل آلود ورزشگاه سردار جنگل شهر رشت توانست با نتیجه ۲-۱ از سد تیم ته جدولی داماش بگذرد. در این بازی توره و باقری گلهای تیم پیروزی و آلوز گل تیم داماش رو به ثمر رسوندند.

اما در آخرین بازی تیم استقلال در ورزشگاه آزادی مقابل تیم راه آهن حاضر شد و در یک بازی تماشایی توانست تیم خوب راه آهن رو گل باران کنه که در این بازی ابتدا حسین کاظمی در دقیقه ۱۰ گل اول رو در یک غافلگیری به ثمر رسوند. اما ده دقیقه بعد اشتباه طالب لو در دریبل زدن زارع بازیکن راه آهن سبب شد تا توپ توسط بازیکن تیم راه آهن وارد دروازه استقلال بشه که گل تساوی راه آهن رقم خورد اما بازهم استقلال در ادامه به گل رسید .پاس در عمق اکبرپور در موقعیت تک به تک برهانی با خطای حسین آشنا سبب شد تا پنالتی اعلام بشه . که ضربه برهانی توسط آشنا مهار شد که توپ برگشتی توسط خود برهانی به گل تبدیل شد. اما در نیمه دوم شاهد یکی از گلهای بسیار زیبا و تیمی استقلال بودیم که چند پاس کوتاه و همراهی خوب سبب شد تا جباری با یک ضربه دقیق توپ رو در کنج دروازه قرار بده که این گل شبیه به گلی بود که جباری در نیم فصل اول در بازی با پاس همدان در همدان زده بود. سه دقیقه بعد یعنی دقیقه ۵۳ گل چهارم هم با اشتباه دروازه بان در دفع توپ و ضربه اکبرپور بدست آمد. اما این پایان کار نبود بازهم استقلالی ها حمله کردند که در دقیقه ۸۹ توسط برهانی به گل پنجم رسیدند. در این بازی و در دقیقه ۶۲ زارع بازیکن تیم راه آهن با یک خطای ساده و بی مورد که توپ رو بادست زد کارت زرد دوم رو گرفت و از زمین بازی اخراج شد. اما در پایان بازی محمودیاوری سرمربی راه آهن ضمن تمجید از بازیکنان و تیم استقلال گفت : در حال حاضر سیل و زلزله هم نمی تونن جلوی این استقلال بایستند و باید اعتراف کرد که این تیم بهترین تیم ده سال اخیر استقلال هست.

 در حال حاضر استقلالی ها در ۲۵ بازی ۶۰ گل به ثمر رسوندند یعنی ۴/۲ در هر بازی و البته ۲۶ گل خوردن که میشه ۰۴/۱ گل در هر بازی که نشون می ده چقدر استقلال در اوج قرار داره . استقلالی اگه یک گل دیگه بزنن در این ۹ بازی باقی مونده می تونن رکورد بیشترین گل زده در ۷ دوره قبل لیگ برتر که با ۶۱ گل زده در اختیار تیم استقلال اهواز بود رو بشکنن که این رکورد در فصل ششم لیگ برتر برپا شده بود. و آرش برهانی هم که این روزها عالی گل می زنه و به رکورد ۱۸ گل در لیگ رسیده اگه بتونه چهارگل دیگه بزنه می تونه عنوان بهترین گلزن تاریخ لیگ فوتبال ایران در یک فصل رو کسب کنه و از رضاعنایتی که در فصل پنجم لیگ برتر که با لباس همین استقلال موفق شده بود ۲۱ گل بزنه هم عبور می کنه.

+ نوشته شده در  پنجشنبه هفدهم بهمن 1387ساعت 12:7  توسط ابوالفضل  | 

رقابتهای هفته بیست و چهارم لیگ برتر با برگزاری بازیهای پیگیری شد که در مهترین این بازیها نبرد تیمهای اصفهانی با برتری ذوب آهن به پایان رسید. در این بازی ذوبی ها با دو گل کاسترو توانستند دو بر یک سپاهان رو شکست بدن که البته گل سپاهان توسط آرماندو و بر روی یک ضربه آزاد بسیار زیبا و از فاصله دور بدست آمد . با این برد تیم ذوب آهن ۴۴ امتیازه شد و در جایگاه دوم باقی ماند و سپاهان با ۳۷ امتیاز به رده پنجم جدول سقوط کرد که این مکان و اختلاف ۱۲ امتیازه با صدر جدول زیاد برای مدیران تیم پرمدعای اصفهانی خوشایند نیست.

در اهواز استقلال تهران بازهم برد و بازهم خوب گل زد در این در ابتدای بازی سیاوش اکبرپور با ضربه سر گلزنی کرد که گل دهم اون در این فصل بود. در ادامه بازهم استقلال بود که به گل رسید و عباسفر گل دوم استقلال رو به ثمر رسوند . بعد از این دو گل استقلالیهای اهواز بازی رو در اختیار گرفتن اما حملات این تیم زهردار نبود و فقط در دقیقه ۴۵ نیمه اول بود که داور یک پنالتی رو برای این تیم اعلام کرد که این پنالتی هم توسط طالب لو مهار شد در نیمه دوم بازهم استقلال اهواز خوب بازی کرد اما نتوانست به گل برسه که این بار هم تهرانی ها بودند که با حرکت بسیار زیبای جباری و پاس خوب او و ضربه دقیق برهانی به گل سوم دست پیدا کردند که سبب شد تا تیم تهرانی با این برد و کسب ۳ امتیاز ۴۹ امتیازه بشه و در صدر جدول قرار داشته باشه

 در شهر قم تیم صبای این شهر توانست با دو گل تیم مقاومت شیراز رو ببره که در این بازی بازیکنان شیرازی یک پنالتی رو از دست دادند.

در همدان تیم های پاس همدان و برق شیراز ۱-۱ مساوی شدند.

 

در شیراز برق شیراز ۲-۱ به سایپا باخت. تا فرشاد پیوس هم اولین بازی خود در برق رو به عنوان سرمربی با شکست آغاز کنه.

در تهران و در ورزشگاه آزادی تیم پیروزی مقابل پیام مشهد با مشکل روبرو شد و به لطف پنالتی دقیقه ۹۰ پتروویچ توانست پیروز بازی باشد که نکته جالب تکرار شدن سه باره این ضربه بود که هر سه بار توپ به سمت چپ دروازه بان زده شد و هر سه بار دروازه بان نظاره گر بود اما دقایق پایانی بازی با کارت های قرمز داور همراه بود که رحمان رضایی به دلیل ضربه زدن بعد از سوت داور کارت زرد دوم رو گرفت. و نیکبخت و ارزانی هم به دلیل درگیر شدن با هم که البته حرکت ارزانی هم حرکت خوبی نبود و با دست به صورت نیکبخت زد اخراج شدن . این بازی حاشیه های بزرگتری هم برای تیم پیروزی داشت که مهترین اونها مصاحبه علی کریمی بود که گفته بود از وقتی انصاری فرد به باشگاه اومده هیچ تحول مثبتی در پیروزی دیده نشده و من تابع تصمیمات باشگاه هستم و خیلی خوشحال میشم که مثل تیم ملی بهم بگن که ساکت رو بردار و برو . که البته این صحبت ها با عکس العمل باشگاه مواجه شد و گفته میشه که کریمی برای مدت نامعلوم از تیم اخراج شده .

البته در بازیهای روز جمعه در مشهد ابومسلم مشهد ۲-۱ به فولاد باخت که در این بازی میثم بائو در دقیقه ۷۰ یک ضربه پنالتی رو از دست داد. تا روند بردهای پیاپی ابومسلم قطع بشه.

در تهران راه آهن شهر ری با یک گل توانست داماش گیلان رو شکست بده و شرایط خودش در جدول رو بهتر کنه.

و بالاخره در شهر انزلی تیم های ملوان و پیکان به تساوی ۱-۱ رسیدند

+ نوشته شده در  یکشنبه سیزدهم بهمن 1387ساعت 8:22  توسط ابوالفضل  | 

My mom only had one eye. I hated her... she was such an embarrassment
مادر من فقط یك چشم داشت. من از اون متنفر بودم ... اون همیشه مایه خجالت من بود

She cooked for students & teachers to support the family
اون برای امرار معاش خانواده برای معلم ها و بچه مدرسه ای ها غذا می پخت

There was this one day during elementary school where my mom came to say hello to me
یك روز اون اومده بود دم در مدرسه كه به من سلام كنه و منو با خود به خونه ببره

I was so embarrassed. How could she do this to me
خیلی خجالت كشیدم. آخه اون چطور تونست این كار رو بامن بكنه ؟

I ignored her, threw her a hateful look and ran out
به روی خودم نیاوردم، فقط با تنفر بهش یه نگاه كردم و فورا از اونجا دور شدم

The next day at school one of my classmates said, EEEE, your mom only has one eye
روز بعد یكی از همكلاسی ها منو مسخره كرد و گفت، هووو، مامان تو فقط یك چشم داره!

I wanted to bury myself. I also wanted my mom to just disappear
فقط دلم میخواست یك جوری خودم رو گم و گور كنم.
كاش زمین دهن وا میكرد و منو ، كاش مادرم یه جوری گم و گور میشد

So I confronted her that day and said
If you're only gonna make me a laughing stock, why don't you just die
روز بعد بهش گفتم، اگه واقعا میخوای منو شاد و خوشحال كنی چرا نمی میری ؟!!!

My mom did not respond
اون هیچ جوابی نداد....

I didn't even stop to think for a second about what I had said, because I was full of anger
حتی یك لحظه هم راجع به حرفی كه زدم فكر نكردم، چون خیلی عصبانی بودم.

I was oblivious to her feelings
احساسات اون برای من هیچ اهمیتی نداشت

I wanted out of that house, and have nothing to do with her
دلم میخواست از اون خونه برم و دیگه هیچ كاری با اون نداشته باشم

So I studied real hard, got a chance to go to Singapore to study
سخت درس خوندم و موفق شدم برای ادامه تحصیل به سنگاپور برم

Then, I got married, I bought a house of my own, I had kids of my own
اونجا ازدواج كردم، واسه خودم خونه خریدم، زن و بچه و زندگی

I was happy with my life, my kids and the comforts
از زندگی، بچه ها و آسایشی كه داشتم خوشحال بودم

Then one day, my mother came to visit me
تا اینكه یه روز مادرم اومد به دیدن من

She hadn't seen me in years and she didn't even meet her grandchildren
اون سالها منو ندیده بود و همینطور نوه هاشو

When she stood by the door, my children laughed at her
 and I yelled at her for coming over uninvited
وقتی ایستاده بود دم در، بچه ها به اون خندیدند
و من سرش داد كشیدم كه چرا خودش رو دعوت كرده كه بیاد اینجا اونم بی خبر

I screamed at her, How dare you come to my house and scare my children
GET OUT OF HERE! NOW
سرش داد زدم، چطور جرات كردی بیای به خونه من و بچه ها رو بترسونی؟!
گم شو از اینجا! همین حالا

And to this, my mother quietly answered, Oh, I'm so sorry.
I may have gotten the wrong address, and she disappeared out of sight
اون به آرامی جواب داد، اوه خیلی معذرت میخوام.
مثل اینكه آدرس رو عوضی اومدم، و بعد فورا رفت و از نظر ناپدید شد

One day, a letter regarding a school reunion came to my house in Singapore
یك روز، یك دعوت نامه اومد در خونه من در سنگاپور
برای شركت در جشن تجدید دیدار دانش آموزان مدرسه

So I lied to my wife that I was going on a business trip
ولی من به همسرم به دروغ گفتم كه به یك سفر كاری میرم

After the reunion, I went to the old shack just out of curiosity
بعد از مراسم، رفتم به اون كلبه قدیمی خودمون البته فقط از روی كنجكاوی

My neighbors said that she is died
همسایه ها گفتن كه اون مرده

I did not shed a single tear
ولی من حتی یك قطره اشك هم نریختم

They handed me a letter that she had wanted me to have
اونا یك نامه به من دادند كه اون ازشون خواسته بود كه به من بدن

My dearest son, I think of you all the time
 I'm sorry that I came to Singapore and scared your children
ای عزیزترین پسر من، من همیشه به فكر تو بوده ام.
منو ببخش كه به خونت تو سنگاپور اومدم و بچه ها تو ترسوندم

I was so glad when I heard you were coming for the reunion
خیلی خوشحال شدم وقتی شنیدم داری میای اینجا

But I may not be able to even get out of bed to see you
ولی من ممكنه كه نتونم از جام بلند شم كه بیام تو رو ببینم

I'm sorry that I was a constant embarrassment to you when you were growing up
وقتی داشتی بزرگ میشدی از اینكه دائم باعث خجالت تو شدم خیلی متاسفم

You see ... when you were very little, you got into an accident, and lost your eye
آخه میدونی ... وقتی تو خیلی كوچیك بودی، تو یه تصادف، یك چشمت رو از دست دادی

As a mother, I couldn't stand watching you having to grow up with one eye
به عنوان یك مادر، نمی تونستم تحمل كنم و ببینم كه تو داری بزرگ میشی با یك چشم

So I gave you mine
بنابراین چشم خودم رو دادم به تو

I was so proud of my son who was seeing a whole new world for me in my place with that eye
برای من اقتخار بود كه پسرم میتونست با اون چشم به جای من دنیای جدید رو بطور كامل ببینه

With my love to you
با همه عشق و علاقه من به تو

Your's Mother
مادرت
+ نوشته شده در  دوشنبه هفتم بهمن 1387ساعت 16:11  توسط ابوالفضل  | 

سلام دوستان ببخشید این چند وقته اخیر یعنی از هجده آبان ماه به این طرف زیاد آپ ورزشی نذاشتم . به هر حال مشکلاتی بود که به لطف خدا قابل تحمل شد.

اما خوب دوباره از فوتبال شروع می کنم اما این بار کاملا بی طرفانه

البته بگم هنوز استقلالی هستم و متعصب که با هر برد استقلال خوشحال میشم و تحمل شنیدن خبر باخت تیم محبوبم رو ندارم. اما خوب از این به بعد منطقی تر و بهتر می نویسم

بازی های هفته بیست و سوم لیگ برتر .

ملوان انزلی  - سپاهان اصفهان

بازی که در شهر انزلی برگزار شد و ملوان که این روزها شدیدا خطر سقوط رو حس می کنه با احمدزاده مربی جوان خودش قصد داره تا هرطور که شده با گرفتن امتیازات سال بعد هم در لیگ باقی بمونه در این بازی ابتدا بازیکنان سپاهان به گل رسیدند اما در دقایق پایانی گل تساوی بازیکنان ملوان سبب شد تا این بازی برنده نداشته باشه و شاگردان فرهاد کاظمی با دست خالی به اصفهان برگردند و حالا با ۳۷امتیاز در مکان سوم لیگ قرار بگیره.

سایپا کرج - داماش گیلان

در کرج تیم سایپا به مربی گری محمد مایلی کهن توانست به یک برد خوب دیگه دست پیدا کنه و حالا نشون بده که اصلا برای سقوط نکردن نمی جنگه بلکه به فکر مقام های بالاتری در لیگ هست در این بازی شاگردان مایلی کهن توانستند در یک بازی خوب با نتیجه ۴-۱ تیم گیلانی رو ببرند و حالا در میانه های پایینی جدول قرار بگیرند.

مس کرمان - پیروزی تهران

این بازی در حالی برگزار شد که هر دو تیم برای ۳ امتیاز و مدعی شدن در جدول می جنگیدن و تیم پیروزی که بعد از استعفای افشین قطبی روی آرامش رو ندیده سعی داشت تا با برد در این بازی و کم کردن فاصله یا حداقل زیاد نشدن فاصله با استقلال صدرنشین تا حدودی انتقادات رو کم کنه و تیم مس هم با سرمربی گری مظلومی که البته یه استقلالی متعصب هست سعی داشت تا با برد پیروزی هم شرایط خودش در لیگ رو بهتر کنه و هم اینکه با متوقف کردن پیروزی یه کمکی به استقلال کرده باشه . بازی با حملات مس آغاز شد که در ادامه بازی به طور کامل متعادل شد و در مواقعی تیم پیروزی بهتر هم شد اما فرصت های مس بهتر بود که به نتیجه نرسید. نکته جالب استفاده کردن از مجتبی شیری در سمت راست و علیرضا محمد در سمت چپ بود و نیکبخت هم در ترکیب ثابت بود . در دقایق پایانی نیمه اول حرکت تکنیکی کریمی و ضربه او توسط دروازه بان برگشت داده شد ولی ضربه نوری که بازهم با عکس العمل رحمتی دروازه بان ملی پوش مس همراه بود به گل اول بازی تبدیل شد . در ادامه مس هم نتوانست حملاتی رو ترتیب بده که نیمه اول با همین نتیجه به پایان رسید .

اما در آغاز نیمه دوم بازهم مسی ها بهتر ظاهر شدن که این بهتر بازی کردن سبب شد تا در دقیقه ۶۱ به گل تساوی برسن که در یک بهم ریختگی خط دفاعی توپی در نزدیک دروازه به بیگدلی رسید و اوهم گل تساوی رو زد . بعد از این گل تیم پیروزی دوباره بازی را در اختیار گرفت که حملات این تیم با دفاع بسته مسی ها همراه شد و البته چند شوت خطرناک تیم پیروزی هم به نتیجه ای نرسید تا شاگردان پیروانی ۲ امتیاز رو در کرمان جا بذارن.

ذوب آهن اصفهان- ابومسلم مشهد

در اصفهان ذوب آهن که قهرمان نیم فصل اول شده بود و به شدت با استقلال رقابت می کرد مقابل ابومسلم میهمان سخت کوش مشهدی قرار گرفت که در نیم فصل دوم بعد از دو باخت ابتدای بازیها علی حنطه را به عنوان سرمربی انتخاب کرد که در سه بازی ابومسلم سه برد را به دست آورده بود در این بازی هم شاگردان حنطه توانستند در یک بازی غافلگیرکننده با سه گل بائو - خانی - و ناصحی تیم قدرتمند و پولدار اصفهانی رو شکست بدند و خاطره شکست ۴-۰ نیم فصل اول رو برای ذوب آهن زنده کنند. اما خوب در مورد گلزنان ابومسلم بگم که این سه بازیکن بهترین های ابومسلم در این فصل هستند که به احتمال خیلی زیاد سال بعد به تیم های دیگر بپیوندند کاپیتان سعید خانی به احتمال زیاد فصل بعد با لباس استقلال بازی می کنه و بائو و ناصحی هم به تیم های اصفهانی و یا سایر تیمهای تهرانی بپیوندند. به هر حال به نظر می رسه بازهم کارخانه بازیکن سازی ابومسلم فعال باشه و همچنان برای سایر تیمها منبع تامین بازیکن باشه.

پیام مشهد - پاس همدان

در این بازی تیم پیام که مشکلات مالی زیادی داره در ورزشگاه خالی از تماشاگر ثامن که تعداد تماشاگران به زور به ۱۰۰۰ نفر می رسید بازی خوبی ارائه نکرد و پاس همدان هم از فرصت استفاده کرد و ۴ بار دروازه تیم مشهدی رو باز کرد که در دقایق پایانی آرفی مهاجم آلمانی پیام تنها گل میزبان رو زد اما خوب به نظر پیام مشهد این فصل مدعی اصلی سقوط باشه البته به همراه داماش گیلان.

فولاد خوزستان - برق شیراز

تیم فولاد خوزستان در اهواز مقابل برق شیرازی قرار گرفت که در روزهای ابتدای فصل دوران باشکوهی داشت اما خوب بعد از گذشت ۷ هفته کم کم تیره روزی های برق هم شروع شد و کار به جایی رسید که در حال حاضر فقط دو تیم پیام و داماش از این تیم پایین تر هستند به هر حال بازی دیروز دو تیم در اهواز هم با برتری ۳-۱ اهوازی ها به پایان رسید تا انتقام شکست نیم فصل اول رو گرفته باشند و به کسب مقام بهتری در پایان فصل امیدوار باشند.

مقاومت شیراز - استقلال اهواز

در شیراز اما قضیه بازی تیم های اهوازی و شیرازی به گونه ای دیگر بود . در این بازی در نیمه اول کاپیتان استقلال اهواز از زمین اخراج شد و تیم شیرازی هم توانست با یک گل بازی رو ببره تا مثل نیم فصل اول برنده این بازی باشه . حالا استقلال اهواز هم به مدعیان سقوط اضافه شده . البته استقلال اهواز در هفته بعد در یک بازی دشوار باید با استقلال تهران بازی کنه.

پیکان قزوین - راه آهن شهر ری

در این بازی شاگردان مدیرروستا در یک بازی حساس به شاگردان محمود یاوری باختند تا پیکان هم مثل برق شیراز که در ابتدای فصل صدرنشین بود به رده های پایین تر کشیده بشه شاید این آخرین روزهای مربی گری علی اصغر مدیر روستا در تیم پیکان باشه .

 

اما بازی پایانی استقلال - صبای قم

این بازی در حالی برگزار شد که پر از حاشیه بود.

ننشستن فیروز کریمی بر روی نیمکت مربی گری صبا که با اصرار قلعه نویی برگشت . خوش و بش های کریمی با مربیان و بازیکنان استقلال و ..... همه همه از نکات حاشیه ای بود .

اما استقلال برای انتقام شکست دور رفت که براش خیلی مهم بود و البته برای حفظ صدرنشینی و البته با شکست ذوب آهن برای زیاد کردن فاصله با این تیم محکوم به برد بود . حضور پرتعداد تماشاگران هم نشان از رضایت آنها از استقلال بود که بازی با حملات صبا شروع شد(تیمی یکدست و البته دونده) اما در ادامه استقلال بهتر شد ولی بازهم صبا عقب ننشست . در دقایق میانی نیمه اول کرنر استقلال با سانتر جانواریو و ضربه برگردون آرام عباسفرد در شلوغی محوطه که به سر بازیکن صبا خورد به شکلی جالب درون دروازه قرار گرفت گل اول بازی در یک غافلگیری به دست آمد . اما در اولین حمله دو تیم در نیمه دوم یک گل قشنگ رو شاهد بودیم که سانتر بیگ زاده با ضربه سر عباسفرد که یک پاس گل عالی بود با ضربه سر کاپیتان مجیدی به گل دوم استقلال تبدیل شدکه در ادامه حملات صبا شروع شد و هرلحظه احتمال فروپاشی دروازه استقلال میرفت که طالب لو و مدافعان و البته یکی دوبار هم داور به کمک استقلال آمدند. (برخورد بیگ زاده با بیاتی نیا که به نظر خطای بیگ زاده بود که البته داور از این صحنه گذشت) اما در دقیقه ۸۱ استقلال به همون شکلی که گل اول رو زد گل خورد ضربه نه چندان محکم بازیکن صبا که به نظر در اختیار طالب لو قرار میگرفت به پای پیروز قربانی خورد و تغییر جهت داد و وارد دروازه استقلال شد در دقایق باقی مانده بازهم صبا بهتر بود که دفاع همه جانبه استقلال مانع از گل خوردن این تیم شد تا استقلال در یک بازی سخت در مقابل تیم خوب و دونده و یک دست صبا به برتری برسه و با کسب ۴۶ امیتاز صدرنشین باشه

استقلال ۴۶ امتیار

ذوب آهن۴۱ امتیاز

سپاهان۳۷ امتیاز

پیروزری ۳۷ امتیاز

صبا  ۳۶ امتیاز

+ نوشته شده در  شنبه پنجم بهمن 1387ساعت 8:23  توسط ابوالفضل  | 

در تمام تمرين‌ها سنگ تمام مي‌گذاشت اما چون جثه اش نصف ساير بچه‌هاي تيم بود تلاش‌هايش به جايي نمي‌رسيد. در تمام بازي‌ها ورزشكار اميدوار ما روي نيمكت كنار زمين مي‌نشست اما اصلا پيش نمي‌آمد كه در مسابقه اي بازي كند. اين پسر بچه با پدرش تنها زندگي مي‌كرد و رابطه ويژه اي بين آن دو وجود داشت. گرچه پسر بچه هميشه هنگام بازي روي نيمكت كنار زمين مي‌نشست اما پدرش هميشه در بين تماشاچيان بود و به تشويق او مي‌پرداخت. اين پسر در هنگام ورود به دبيرستان هم لاغر ترين دانش آموز كلاس بود. اما پدرش باز هم او را تشويق مي‌كرد كه به تمرين‌هايش ادامه دهد. گرچه به او مي‌گفت كه اگر دوست ندارد مجبور نيست اين كار را انجام دهد. اما پسر كه عاشق فوتبال بود تصميم داشت آن را ادامه بدهد. او در تمام تمرين‌ها تلاشش را تا حد نهایت انجام میداد به اميد اينكه وقتي بزرگتر شد بتواند در مسابقات شركت كند. در مدت چهار سال دبيرستان او در تمام تمرين‌ها شركت مي‌كرد اما همچنان يك نيمكت نشين باقي ماند. پدر وفا دارش هميشه در بين تماشاچيان بود و همواره او را تشويق مي‌كرد. پس از ورود به دانشگاه پسر جوان تصميم داشت باز هم فوتبال را ادامه دهد و مربي هم با تصميم او موافقت كرد زيرا او هميشه با تمام وجود در تمرين‌ها شركت مي‌كرد و علاوه بر آن به ساير بازيكنان روحيه مي‌داد. اين پسر در مدت چهار سال دانشگاه هم در تمامي‌تمرين‌ها شركت كرد اما هرگز در هيچ مسابقه اي بازي نكرد. در يكي از روزهاي آخر مسابقه‌هاي فصلي فوتبال زماني كه پسر براي آخرين مسابقه به محل تمرين مي‌رفت مربي با يك تلگرام پيش او آمد. پسر جوان آرام تلگرام را خواند و سكوت كرد. او در حالي كه سعي مي‌كرد آرام باشد زير لب گفت: پدرم امروز صبح فوت كرده است. اشكالي ندارد امروز در تمرين شركت نكنم؟ مربي دستش را با مهرباني روي شانه‌هاي پسر گذاشت و گفت: پسرم اين هفته استراحت كن.حتي براي آخرين بازي در روز شنبه هم لازم نيست بيايي. روز شنبه فرا رسيد. پسر جوان به آرامي ‌وارد رختكن شد و وسايلش را كناري گذاشت. مربي و بازيكنان از ديدن دوست وفادارشان حيرت زده شدند. پسر جوان به مربي گفت: لطفا اجازه بدهيد من امروز بازي كنم. فقط همين يك روز را. مربي وانمود كرد كه حرف‌هاي او را نشنيده است. امكان نداشت او بگذارد ضعيف ترين بازيكن تيمش در مهم ترين مسابقه بازي كند. اما پسر جوان شديدا اصرار مي‌كرد. مربي در نهايت دلش به حال او سوخت و گفت: باشد مي‌تواني بازي كني. مربي و بازيكنان و تماشاچيان نمي‌توانستند آنچه را كه مي‌ديدند باور كنند. اين پسر كه هرگز پيش از آن در مسابقه اي بازي نكرده بود تمام حركاتش به جا و مناسب بود.
تيم مقابل به هيچ ترتيبي نمي‌توانست او را متوقف سازد. او مي‌دويد پاس مي‌داد و به خوبي دفاع مي‌كرد. در دقايق پاياني بازي او پاسي داد كه منجر به برد تيم شد. بازيكنان او را روي دستهايشان بالا بردند و تماشاچيان به تشويق او پرداختند. آخر كار وقتي تماشاچيان ورزشگاه را ترك كردند مربي ديد كه پسر جوان تنها در گوشه اي نشسته است. مربي گفت: پسرم من نمي‌توانم باور كنم. تو فوق العاده بودي. بگو ببينم چه طور توتنستي به اين خوبي بازي كني؟ پسر در حالي كه اشك چشمانش را پر كرده بود پاسخ داد: مي‌دانيد كه پدرم فوت كرده است. آيا مي‌دانستيد او نابينا بود؟ سپس لبخند كم رنگي بر لبانش نشست و گفت: پدرم به عنوان تماشاچي در تمام مسابقه‌ها شركت مي‌كرد. اما امروز اولين روزي بود كه او مي‌توانست به راستي مسابقه را ببيند و من مي‌خواستم به او نشان دهم كه مي‌توانم خوب بازي كنم.
استعدادها و توانمنديهاي جوانان، نوجوانان و نخبگان تنها با تشويق،
ارزش گذاري و بها دادن شكوفا مي شوند و در اين ميان
نيروي عشق و اراده نيز سبب تقويت انگيزه
و عملكردي باور نكردني و منجر به
موفقيتي حتمي خواهد شد.
+ نوشته شده در  چهارشنبه دوم بهمن 1387ساعت 8:53  توسط ابوالفضل  |